سازوکارهای به کارگرفته ‌شده به منظور سازمان‌دهی محیط در کالبد حداقلی (مبتنی بر نظریۀ سازمان‌دهی محیط راپوپورت؛ نمونۀ موردی : مسکن عشایرقشقایی)

نوع مقاله : مقالۀ پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر، تهران، ایران.

2 کارشناسی‌ارشد معماری، دانشکده هنرومعماری دانشگاه‌یزد

چکیده

بیان مسئله : با نگاهی به نحوة تعامل انسان با محیط در طول تاریخ می‌توان دریافت که انسان‌ها پیوسته با تجرید و ایجاد قالب‌های ذهنی در پی تنظیم روابط خود با محیط و سازمان ‌دادن به آن هستند. راپاپورت در نظریۀ مهم خود که مقدمة شناخت محیط است، از سازمان‌دهی محیط سخن‌ گفته ‌است، بنابراین نظریه، انسان پیوسته در حال سازمان‌دهی محیط اطراف خویش است؛ چرا که ذهن انسان به تشخیص و به عبارتی رده‌بندی و انتظام محیط نیاز دارد. جامعة عشایر نیز با سبک زندگی کوچ‌نشینی همانند دیگر انسان‌ها در پی نظم‌ ‌بخشیدن و معنا دادن به جهان اطراف خود هستند. از آنجا که کوچ‌نشینان به مسکنی سبک و منعطف نیازمندند، لذا عناصر کالبدی در حداقلی‌ترین صورت کمی، در بستر محیطی عشایر حضور دارند. بنابراین بررسی چگونگی تحقق سازمان‌یافتگی محیط در کالبد حداقلی مسکن عشایر مسئله‌ای است که در این تحقیق به آن پرداخته ‌شده ‌است.
هدف : هدف از این پژوهش بررسی و شناخت دانش‌های به کارگرفته‌شده جهت انتظام محیط زندگی عشایر، توسط ایلیاتیان قشقایی است. به دلیل درونی‌بودن این دانش و دریافت‌های افراد بومی از محیط، این تحقیق روشمندی و روند مصاحبه و مشاهدۀ خاص خود را می‌طلبید.
روش تحقیق : در این پژوهش نگارندگان در طی مشاهدات میدانی و مصاحبه‌های انجام‌گرفته از بستر زندگی عشایر قشقایی با کمک روش کیفی و مبتنی بر توصیف-تحلیل به بررسی این موضوع پرداخته‌اند.
نتیجه‌گیری : در نتیجة تحقیق مشاهده خواهد شد که حداقلی‌شدن کالبد اختلالی درکیفیت سازمان‌یافتگی محیط زندگی عشایر ایجاد نکرده، بلکه در این محیط‌ها با جایگزینی مؤلفه‌های سازندة نظام معنایی و مدیریت زمانی نقش کم‌رنگ کالبد جبران شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Study of the Mechanism for Organizing the Environment with the Minimum Physical Elements (Through the lens of Amos Rapoport Theory: Organization of Environment) (Case study: Qashqai Nomad’s Dwelling)

نویسندگان [English]

  • Reza Shakouri 1
  • Ayda Namdari 2
1 Faculty of Architecture and Urbanism, University of Art, Tehran, Iran.
2 M.A. in Architecture. Faculty of Yazd University
چکیده [English]

Statement of the problem: Looking at interactions of human being with the environment around throughout the history shows that the humans have always adjusted and organized their relationship with their surroundings through abstraction as well as subjective reading of space. Amos Rapoport, one of the most influential figures in EBS, argues that environment is conceptualized as organization of space, time, meaning, and communication. Organization of these four aspects of the environment is the outcome of underlying rules and culture, which reflects differing in responses to environmental quality. According to environmental organization theory of Rapoport which is an introduction to understanding the environment, since the human's mind needs to comprehend the environment and categorize it he is constantly organizing his surroundings. In order to use the natural blessings of territory, due to climatic-geographical conditions of Iran, Tribal colonies formed a proper kind of housing, a movable tent. Despite the ambulant life style of Nomads, they seek the regulation of their environment and assigning meaning to it. Considering nomads special lifestyle, they require flexible housing, thus physical elements can be found in their least quantitative features in the tribes’ habitat. accordingly the problem that will be addressed in this research is occurring organization in nomadic habitation with the minimum level of physical embodiment .
Research Methodology: This survey has been conducted through number of interviews and field observation of the Qashqai tribes’ environs. The main method of this research is qualitative based on analytical descriptive.
Research Objectives: The goal of this study is to identify mechanisms for spatial organization in the most optimal possible way. In this research, the authors investigated the issue through field observations and a number of interviews conducted on the life of the Qashqai tribes using research methodology.
Conclusion: The result of the research shows that minimalizing the body wouldn’t cause any disorder in arrangement quality of the environment. Rather, the role of the body get less pivotal by substitution of the constructive components of the semantic system and time management.

کلیدواژه‌ها [English]

  • organization
  • Environment
  • Minimal physical body1
  • Nomads
آرنهایم، رودلف. (1394). پویه‌شناسی صور معماری. ت : مهرداد قیومی بیدهندی. تهران : انتشارات فرهنگستان هنر ایران.
افشاری، محسن، پوردیهیمی، شهرام و صالح صدق‌پور، بهرام. (1394). سازگاری محیط با روش زندگی. مسکن و محیط روستا، 34 (152) : 16-3.
افشاری، محسن، پوردیهیمی، شهرام. (1394). توالی معنادار فعالیت‌ها در مسکن. مطالعات معماری ایران، 4 (7) : 17-5.
افشاری، محسن، پوردیهیمی، شهرام. (1395). مقیاس‌های روش زندگی در مسکن. مسکن و محیط روستا، 35 (154) : 16-3.
امان‌اللهی بهاروند، سکندر. (1384). کوچ‌نشینی‌ در ایران‌: پژوهشی‌ درباره‌ عشایر و ایلات‌. تهران : نشر آگاه.
پوردیهیمی، شهرام. (1394). منظر انسانی در محیط مسکونی. تهران : نشرآرمانشهر.
دامیار، سجاد و ناری قمی، مسعود. (1391). مطالعه تطبیقی مفهوم فضا در معماری بومی و معماری مدرن. هنرهای زیبا، 17 (1) : 72-65.
راپاپورت، امس. (1366). منشأ فرهنگی مجتمع‌های زیستی. ت : راضیه رضازاده. تهران : جهاد دانشگاهی دانشگاه علم و صنعت ایران.
راپوپورت، ایمس. (1382). خاستگاه‌های فرهنگی معماری، ت : صدف ال رسول و افرا بانک. فصلنامه خیال، 2 (8) : 97-56.
راپاپورت، اموس. (1392). معنی محیط ساخته شده رویکردی در ارتباط غیر کلامی. ویراست دوم. ت : فرح حبیب. تهران : سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری.
شکوری، رضا و خدادادی، الهام. (1393 الف). طرح‌واره سکونت عشایر. باغ نظر، 11 (28) : 14-3.
شکوری، رضا و خدادادی، الهام. (1393ب). بررسی تأثیر تغییر عناصر مکان‌ساز زندگی عشایر بر نارضایتی از اسکان. صفه، 24 (67) : 62-45.
فلاحت، محمدصادق و شهیدی، صمد. (1394). نقش مفهوم توده فضا در تبیین مکان معماری. باغ نظر، 12 (35) : 38-27.
لینچ، کوین. (1381). سیمای شهر. ت : منوچهر مزینی. تهران : انتشارات دانشگاه تهران.
Abu-Ghazzeh, T. M. (1994). Human Purposes and the Spatial Formation of Open Spaces Al-Alkhalaf, Saudi Arabia. Architecture & Behavior, 10 (2): 169-187.
Bourdieu, P. (1984). Distinction: A Social Critique of the Judgement of Taste. Translated by Nice,  R. Harvard: Harvard University Press.
Carr, S. (1973). City Signs and lights: A Policy Study. Cambridge: MIT Press.
Chaoy, F. (1970). Remarques a Propos de Semiologie Urbaine”, Arch.d’ Aujourd,hui, 42 (153): 9-10.
Rapoport A. (1980). Cross-Cultural Aspects of Environmental Design. In I. Altman, A. Rapoport, J. F. Wohlwill (Eds). Environment and Culture. (Vol. 4 of Human Behavior and Environment). New York: Plenum Press.
Rapoport, A. (1982). The Meaning of the Built Environment, A Non_Verbal Communication Approach. Beverly Hills CA: Sage.
Rapoport, A. (2001). Architectural Anthropology or Environment Behavior Studies. In MJ Amerlinck (Ed.),  Architectural Anthropology. West Port,Ct: Bergin and Garvey.
Rapoport, A. (2005). Culture, Architecture, and Design. Chicago: Locke Science Publishing Company, Inc.