نقدی بر فرضیه الگوی چهارباغ در شکل‌گیری باغ ایرانی

نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی

نویسندگان

استادیار دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

چکیده

باغ ایرانی با تاریخ درخشان خود به عنوان یکی از بهترین الگوهای منظرسازی، محصول تعامل سازنده انسان ایرانی در مواجهه با طبیعت است. چرایی و چگونگی شکل این پدیده، محمل نظرات گوناگونی بوده است. از بین عوامل مختلف شکل‌گیری باغ ایرانی و هندسه خاص آن، فرضیه الگوی چهارباغ به عنوان یکی از مشهورترین فرضیه‌ها شناخته شده است. اغلب نقل قول‌ها حاکی از این تعریف است که چهارباغ به باغی گفته می‌شود که به وسیله دو محور عمود بر هم به چهار قسمت با استناد به تعابیر و تفاسیر متعدد از عدد چهار- تقسیم می‌شود؛ محورها در وسط شامل کانال‌های آب بوده و در محل تقاطع محورها، حوض یا کوشکی تعبیه شده است. این تعریف به عنوان ریشه هندسی باغ ایرانی شناخته شده و دارای بیشترین طرفدار در بین اندیشمندان باغ ایرانی است. الگوی چهارباغ در باغ ایرانی چنان مشهور شده است که بسیاری از نویسندگان و محققان فعلی بدون ریشه‌یابی واژه و بررسی تاریخی، آن را بدون هیچ تردیدی به عنوان یک اصل پذیرفته و به کهن الگو بیان می‌کنند. به جرأت می‌توان گفت اغلب نوشته‌های موجود درباره باغ ایرانی که منبع مطالعات دانشجویان و پژوهشگران است مؤید نظریه چهارباغ‌اند؛ به گونه‌ای که فکر درباره باغ ایرانی بدون فرم چهارباغ معنایی ندارد. مقاله درصدد است با بررسی و نقد آرای مختلف در این باب، این الگو را در باغ ایرانی به چالش کشیده و به دنبال معنای واژه چهارباغ و یافتن پاسخ این پرسش باشد که آیا چهارباغ را می‌توان به عنوان الگوی هندسی باغ ایرانی شناخت؟
فرضیه مقاله این است که واژه چهارباغ، نه دلالت بر چهاربخشی بودن باغ ایرانی دارد و نه می‌تواند توجیه کننده شکل و هندسه غالب بر باغ‌های ایرانی باشد. لذا در ابتدا به تعاریف موجود در مورد چهارباغ و ریشه‌ای شکل‌گیری این مفهوم پرداخته و در بخش بعد به بررسی تاریخی و تحلیل الگوی هارباغ به نقد نظریات موجود و بهره‌گیری از روایات و اسناد متضاد به اثبات فرضیه تحقیق می‌پردازیم.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Critical Study on the Chaharbagh Theory in Creation of the Persian Gardens

نویسندگان [English]

  • vahid heydar nattaj
  • Seyed-Amir Mansouri
چکیده [English]

The Persian garden as one of the best patterns of landscaping with a glorious history is the result of the interaction of the Iranian human with nature. This phenomenon is core of several theories and discussion.
Among different factors in the creation of the Persian garden with its specific geometry the ‘Chaharbagh’ pattern is the most famous one. This pattern is well-known as a garden divided with two orthogonal axis including water channels in which the cross-section of the axis shapes the main pound and the kiosk of the garden. This definition of the Persian garden is the most know among the scholars and the researchers.
The Chaharbagh Pattern has become so famous that many authors and researchers have accepted it as a fundamental principle and apply that as an archetype without knowing the roots of this concept. Most of the literature about the Persian garden confirms the idea that the concept of the Persian garden without the Chaharbagh pattern is meaningless. This paper aims to challenge this pattern in the Persian garden by having a critical approach towards the literature review and raise the question that whether it is possible to know the chaharbagh as the geometric pattern of the Persian garden or not.
The hypothesis of this paper is that the chaharbagh pattern neither can be the reason for the Persian garden being divided into four parts nor for its geometry. In this regard different definitions of chaharbagh in the literature and its historical background will be disscused to support the hypothesis.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Persian gardens
  • Chaharbagh
  • Tthe Geometry of the Garden
  • Factors in The Creation of the Garden