هنر و امکان گسست از سوبژکتیویسم از منظر هایدگر

نوع مقاله : مقالۀ پژوهشی

نویسندگان

1 پژوهشگر دکتری فلسفه هنر، گروه فلسفه، دانشکدة حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه فلسفه، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

بیان مسئله:‌ مارتین هایدگر همچون فریدریش نیچه تاریخِ متافیزیک را تاریخِ بسطِ نیهیلیسم می‌داند. اما در نگرش او به انسان مدرن، آنچه موجب بی‌خانمانی انسان‌ها شده، ساختن جهانی خیالی چنان‌که نیچه گفته است نیست: جهانی خیالی که ما آن را حقیقی و ارزشمند تصور کرده، و به واسطة آن، زندگی این‌جهانی و نیازهای طبیعی خود را بی‌ارزش فرض کرده‌ایم. هایدگر معتقد است نیهیلیسمِ حقیقی آنجاست که متافیزیک به واسطة رویکرد سوبژکتیوِ خود، در پیش‌زمینة آنچه به حضور می‌آید یعنی موجودات باقی ‌مانده، «وجود» و «موجود» را با هم خلط کرده و در نتیجه حتی پرسش از «وجود» را نیز فراموش کرده است. ازاین‌رو هایدگر سوبژکتیویسمِ متافیزیکی را عاملِ اصلیِ وضعیتِ نیهیلیستیکِ انسانِ مدرن می‌داند. بر این اساس پژوهشِ حاضر، پرسش از امکانِ گسست از سوبژکتیویسم را به عنوانِ ضرورتِ فلسفی امروز ما مورد بررسی قرار داده است.
هدف پژوهش: مقالة پیش‌­رو بر آن است تا علاوه بر پاسخ به چیستی نیهیلیسم، متافیزیک و سوبژکتیویسم در اندیشة هایدگر، به سنجش هنر در مقام امکانی برای گسست از سوبژکتیویسم بپردازد.
روش تحقیق: با توجه به موضوع و اهداف این پژوهش از روش توصیفی استفاده شده است.
نتیجه‌گیری: با تکیه بر تفسیر هایدگر از شعر «مِنِه مِسین» از هولدرلین در مقالة «شاعران به چه کار آیند؟» و همچنین توصیفی که او ازکارهای پُل سزان ارائه می‌دهد، این موضوع طرح می‌شود که هنرمند با اجازه‌دادن به حضوریافتنِ عدم در کار هنری نه‌تنها صحنه را برای رخدادِ حقیقتِ وجود آماده می‌کند بلکه همزمان با آگاه‌کردن ما از تمایزِ میانِ «وجود» و «موجود» این دوگانگی را رفع کرده و به وحدتی رازآمیز بدل می‌کند و در نتیجه امکانِ گسست از سوبژکتیویسم را فراهم می‌آورد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Art and the Possibility of Breaking Away From Subjectivism in Heidegger’s Perspective

نویسندگان [English]

  • Kamyar Pouraali 1
  • Bijan Abdolkarimi 2
  • Ehahla Eslami 3
1 Ph.D. Student in Philosophy of Art, Department of Philosophy, Faculty of Law, Theology and Political Science, Science and Research Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran.
2 Associate Professor, Department of Philosophy, Faculty of Humanities,Tehran North Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran.
3 Assistant Professor, Department of Philosophy, Faculty of Law, Theology and Political Science, Science and Research Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran.
چکیده [English]

Problem statement: Like Friedrich Nietzsche, Martin Heidegger considers the history of metaphysics to be the history of the development of nihilism. However, in Heidegger’s view, the situation of modern man, what has made human beings homeless, unlike what Nietzsche said, is not a construction of an imaginary world which we have imagined to be real and valuable, and through which we have deemed our worldly life and natural needs worthless. Heidegger argues that true nihilism is where metaphysics, through its subjective approach, confuses the Being and the beings in the background of what comes into presence, that is, the remaining beings, and thus forgets even the question of Being. Heidegger,therefore, considers metaphysical subjectivism to be the main element in the nihilistic state of modern man. Accordingly, the present study examines the question of the possibility of breaking away from subjectivism as our philosophical necessity today.
Research objective: In addition to answering the question of what nihilism, metaphysics, and subjectivism are in Heidegger’s thought, the present article seeks to provide a critical account of art as a means of breaking away from subjectivism.
Research method: As to the content and objectives of this research, the descriptive method has been used.
Conclusion: Based onHeidegger’s interpretation of Hölderlin’s poem Mnemosyne in the essay What Are Poets For?, as well as his description of Paul Cézanne’s work, it is argued that through allowing the presence of nothingness in the work of art, the artist not only prepares the scene for the occurrence of the truth of Being but also eliminates the dichotomy between Being and beings by informing us about the distinction and make it a mysterious unity, thus enabling us to break away from subjectivism.

کلیدواژه‌ها [English]

  • art
  • The possibility ofbreaking away
  • subjectivism
  • Nihilism
  • Heidegger’s thought
نیچه، فریدریش. (1393). ارادة قدرت. (ترجمة مجید شریف). چاپ ششم. تهران: جامی.
هایدگر، مارتین. (1389). شعر زبان و اندیشة رهایی. (ترجمة عباس منوچهری). چاپ دوم. تهران: انتشارات مولی.
هایدگر، مارتین. (1392). سرآغاز کار هنری. (ترجمة پرویز ضیاء شهابی). چاپِ پنجم. تهران: انتشاراتِ هرمس.
هایدگر، مارتین. (1396). درآمد به متافیزیک. (ترجمة انشاءالله رحمتی). تهران: سوفیا.
هایدگر، مارتین. (1398). متافیزیک چیست؟. (ترجمة سیاوش جمادی). چاپ دهم. تهران: ققنوس.
یانگ، جولیان. (1395). فلسفة هنر هایدگر. (ترجمة امیر مازیار). چاپ سوم. تهران: گام نو.
 
Heidegger, M. (1977). The Question Concerning Technology and Other Essays. w. Lovitt. London, & England: GARLAND PUBLISHING.
Heidegger, M. (2001). POETRY LANGUAGE THOUGHT. New York: HARPERCOLL.
Young, J. (2001). Heidegger’s Philosophy of Art. Cambridge: Cambridge University Press.
Zizek, S. (2005). Move the Underground!: What’s Wrong with Fundamentalism? - Part II. Retrived May 27, 2022, from https://www.lacan.com/zizunder.htm